تبلیغات
نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا در میکده شادان و غزل خوان بروم! ... - گرفتارم؛ گرفتار ! ...

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا در میکده شادان و غزل خوان بروم! ...

مهرگان مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گرفتارم؛ گرفتار ! ...

سلام به همه دوستان عزیزم...


عزیزان؛ باید منو بببخشید...مدتیه با پدرم مشکلاتی دارم...کار به جایی رسیده که دیشب گوشیمو ازم گرفت...و خوشش هم نمیاد منو پای کامپیوتر ببینه...مشکلات من با پارانویید بودن اون عمیق تر از این حرفاست...خواستم بهتون اطلاع رسانی کنم که اگه مدتی نتونستم وبم رو آپ کنم یا کامنت ها رو جواب بدم و تایید کنم، در جریان باشین...و لطفا تا اطلاع ثانوی به موبایلم زنگ نزنین و پیام ندین...چون گوشیم دست پدرمه...


ممنون از فهم و بزرگواری تون که منو درک می کنین...




لطفا" و حتما" برام دعا کنین...بیش از همیشه محتاج دعاتون هستم...



طبقه بندی: دنیای من... :)، از رنجی که می بریم...،
+ نوشته شده در دوشنبه 6 مهر 1394 ساعت 04:42 ب.ظ توسط Gelareh | نظرات()