تبلیغات
نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا در میکده شادان و غزل خوان بروم! ... - دیگر زندگی نمی کنم !

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا در میکده شادان و غزل خوان بروم! ...

مهرگان مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دیگر زندگی نمی کنم !



نشانی ام عوض نشده

هنوز در همین خانه ام…!

فقط دیگر…

زندگی نمی کنم !



چهارشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۱ ۰:۵۴
ای بابا خانم امیری چی شده ؟
شما که خودتون روانشناسید


قبل از این که روانشناس باشم،آدمم...مثه بقیه ی آدما...
رشته مون شده چماقی که مدام می کوبنش رو سرمون...!!!
یکشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۹۱ ۲:۵
ببخشید .قصد ناراحت کردن شما رو نداشتم


خواهش می کنم.من ناراحت نشدم برادر من! در اولین فرصت ممکن،بهتون سر می زنم.
zahra.n
دوشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۱ ۲۲:۴۳
oookheyyyyy azizam nagoo in harfo
می خوام باهات حرف بزنم...پای حوض دانشکده،زیر سایه ی درخت ها...روی همون نیمکت همیشگی دنج...همون جا که زیر بارونش،باریدم...


+ نوشته شده در سه شنبه 5 آبان 1394 ساعت 07:19 ب.ظ توسط Gelareh | نظرات()