تبلیغات
نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا در میکده شادان و غزل خوان بروم! ... - بخواب...این فقط یک بازی است!

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا در میکده شادان و غزل خوان بروم! ...

مهرگان مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بخواب...این فقط یک بازی است!

تو بخواب...راحت بخواب...


این فقط یک بازی است...تو می خوابی و ما سیاه می پوشیم...گریه می کنیم...شیون و زاری می کنیم...برایت شعرهای سوزناک می خوانیم...مثل لالایی! دوست داری؛نه؟

تو بخواب و ما برایت خرما می خریم،حلوا درست می کنیم؛شام می دهیم...

تمام کوچه و حیاط را پارچه ی سیاه می زنیم...این هم جزیی از بازی مان است!

همسایه ها و فامیل ها می آیند...حتی آنهایی که سالها و ماهها بود نیامده بودند! چقدر مهمان داریم! این هم خاله بازی مان است...!

برایت اعلامیه چاپ می کنیم،سنگ قبر می خریم؛اصلا" هرچه تو بخواهی!

آنقدر از تو و خوبی هایت می گوییم که انگار از تو بهتر وجود نداشته است! یک دفعه،یاد تمام خوبی هایت می افتیم! برایت گل می خریم و خوش رنگ ترین گلها را به پایت پرپر می کنیم...همان هایی که تا بیدار بودی،حتی یک دانه شان را هم به خودت هدیه ندادیم!!!

تو بخواب،ما حمامت می کنیم،لباس سفید بر تن ات می پوشانیم،و تو را در خانه ی جدیدت می گذاریم که کمی شبیه قبر است! رویت سیمان و خاک می ریزیم...! نترسی ها! تمامش بازی است....!

این بازی ماست که هر از گاهی،برای یکدیگر انجام می دهیم.چند روزی دور همیم...و بعد،یادمان می رود که روزی دیگران هم همین بازی را با ما می کنند...! 

تو بخواب! روزی می فهمی که زندگی یک شوخی بی رحمانه بود!!! می فهمی که ما دروغ گفتیم که همه چیز فقط یک بازی است!


پ.ن1: سه تا پدربزرگ داشتم! حالا هیچ کدومشون رو ندارم! دوتاشون توی یه سال رفتند...


پ.ن2: کمی صبر کنین تا آهنگ وبم لود بشه...حیفه گوشش ندین...


پ.ن3: التماس دعا...



دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۵:۲۲
مرگ...چه بازیه وحشتناکی...اما آدم باید قبولش کنه...هرروز داره اتفاق می افته برای همه اتفاق می افته قشر مرفه و فقیر نداره...تحصیل کرده یا بی سواد نداره...
منم 2تا دایی داشتم با یه عمو که 3تاشونو تو 1سال از دست دادم!!!!
میشه زنده موند و نفس کشید و زندگی کرد...جای خالی یه سری آدما تو قلبت، قدر همون جایی که تو قلبت داشتن همیشه مثل حفره خالی میمونه...هیچکدوم از این مراسم مسخره ی ختم هم جاشو پُر نمیکنه...پُر نمیشه اما با همین حفره ها بازم میشه از زندگی لذت برد...
متاسفانه ما عادت کردیم آدمایی که از دست میدیمو فرشته جلوه بدیم...عادت داریم تو مراسم ختم ،کلی از فامیلامونو که تا حالا یه بارم ندیدیم ببینیم!عادته دیگه...ترک عادت موجب مرضه!
باهات موافقم...مثل همیشه بی نظیری...
غم سنگینی داشتی...بهت تسلیت میگم...خدایشان بیامرزاد...
دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ ۱۶:۸
فدای تو...
ممنون...پارسال کلا" سال بدی بود....


خدا نکنه...
برای من،فعلا" که امسال سال بدی بوده...
ارغوانــ
سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱ ۱:۸
خدایش بیامرزد


ممنون...با رفتگان شما...
سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۱ ۱۳:۲۷
غرض نقشی است کز ما بازماند

متاسفم.تسلیت می گم


میرن آدما،از اونا فقط،خاطره هاشون به جا می مونه...
بازم از لطف شما متشکرم...
پنجشنبه ۵ مرداد ۱۳۹۱ ۱۹:۴۶
بیزارم از اینکه تمام عمر از روی عادت عاشقت باشم...

آهنگش واقعا محشره


هر جای دنیایی،دلم اونجاست....

تقدیم به تو...

ممنون بابت حذف اون کامنت...
عسلـــــــــ
جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۱ ۱۱:۲۳
حیف تا کسی رو داریم قدرشو نمی دونیم اما همون که از دستش دادیم...


خواهی عزیز شوی،یا بمیر؛یا دور شو...!
آزاده
شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۱ ۱۴:۲۵
باز تسلیت میگم....اما بدون که زندگی ادامه داره... :)


ممنون خانومی...میدونم...و به خاطر همین،گاهی می ترسم!!! :)


+ نوشته شده در سه شنبه 5 آبان 1394 ساعت 07:52 ب.ظ توسط Gelareh | نظرات()