تبلیغات
نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا در میکده شادان و غزل خوان بروم! ... - ...!

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا در میکده شادان و غزل خوان بروم! ...

مهرگان مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

...!

 

وداع

سکوت صدای گامهایم را باز پس می دهد.
 با شب خلوت،به خانه می روم.
 گله ای کوچک از سگها بر لاشه ی سیاه خیابان می دوند.
 خلوت شب آنها را دنبال می کند!
و سکوت،نجوای گامهاشان را می شوید.
من او را به جای همه بر می گزینم.......
و او می داند که من راست می گویم.
او همه را به جای من بر می گزیند.......
 و من می دانم که همه دروغ می گویند...
چه می ترسد از راستی و دوست داشته شدن؛ سنگدل!!!
بر گزیننده ی دروغها !
 
صدای گامهای سکوت را می شنوم.
 خلوتها ،از با همی ِسگها به دروغ و درندگی ،بهترند...!
 سکوت گریه کرد دیشب !
سکوت به خانه ام آمد.
 سکوت سرزنشم داد...
 و سکوت ساکت ماند سرانجام...
 چشمانم را اشک پر کرده است...

 

باورم نیست که آن ساده تر از آب،

مرا آتش زد....!!!

 

 




چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ ۱۵:۱۷
خیلی هم زیبا!آورین گلاره جانم بسی لذت بردم


نوش جونت عزیز.....
چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ ۲۰:۵۳
سلام گلاره جان.
نوشتتون عالیـــــــــ بود.
واقعااا لذت بردم.

سلام عسلم!
ممنون....قابل تو رو نداره!
عسل
چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ ۲۱:۲۷
ممنون بابته همه چیز


بابا! مگه من چی کار کرده بیدم؟؟؟!!!!!
چهارشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰ ۲۲:۲۴
خیلی زیبا گلم
ممنون


قابل ارغوانم رو نداره....
زینب
یکشنبه ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ۲۲:۳
سلام خانم خانما تبریک بابت وبلاگت .و افرین به این همه هنرمندیموفق ومویدومنصورباشید


سلام خانوم....چه خبر از این ورا؟؟؟؟ واقعا" خوشحال شدم.حالا چرا دلت از این همه هندمندی،شکسته؟؟؟
شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۱ ۱۶:۳۳
خیلی به نظرم عکسش وحشتناکه!
واقعا حس دلهره به من دست داد...یک نفر...که همه ی همنوعاش و نزدیکاش مردن و اونم به تماشا نشسته و زندس...از هزار بار مردن دردناکتره به نظرم...


بله...ولی از اون دردناک تر،اینه که یه نفر همه ی همنوعان و نزدیکانش از نظر معنوی،مرده باشن و فقط اون زنده باشه و اینو ببینه و بفهمه...!!! این طور زنده بودن در کنار مردگان،خیلی ترسناک تر و دردناک تره.....!
آزی
سه شنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۲۳:۷
مثــل بــــاران هــای بــــی اجـــازه

وقتـــــ و بـی وقتـــــ در هـــوایــم پــراکنــده ای!

و مــــن بــی هــوا نــاگهـــان خیســـم از تـــــــو...
وای...نمیدونی چقدر بی هوا خیس شدم....!





+ نوشته شده در پنجشنبه 16 مهر 1394 ساعت 01:06 ب.ظ توسط Gelareh | نظرات()